تبليغاتX
مطالعات فضای مجازی و ارتباطات

 

مدام دارم فکر می کنم که یک سوژه پیدا کنم که تو یک وبلاگ تخصصی ارتباطات راجع به اون بنویسم آخه این استادای ارتباطات رو کلافه کردیم ٬ نمی دونن با ما دانشجوهای تنبل بی انگیزه که حتی نمی تونیم یه وبلاگ ارتباطی فعال داشته باشیم  چه کار کنند . همه تهدیدات هم بی نتیجه است همه بی حوصله اند

من دیدم خوب این خودش می تونه یه سوژه خوب باشه این که چرا دانشجوها انگیزه فعالیت و مشارکتشان پایین است  چرا اینقدر کنشگر شده اند ومنتظر اند یکی هلشان بدهد در حالیکه همه در حرف عاشق علم و دانشند به خصوص که ارتباطات عشاق زیادتری هم داره .

به هرحال می خوام اگه خدا بخواد توی یکی دو روز آینده  راجع  به  این موضوع یه مطلبی بنویسم . به امید آن روز ...

!! نوشته شده توسط مرضیه خلقتی | 17:52 | چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 •

/مقاله نهایی درس مطالعات فضای مجازی(کارشناسی)/

  

تاثیرات شناختی فضای مجازی

استاد : آقای دکتر عاملی

دانشجو: مرضیه خلقتی

 

 

مقدمه

 

انسانها در جهان زندگي مي كنند و بر آن نام واقعيت مي نهند. شناخت نسبت به اين واقعيت، زيستن انسان را بر روي زمين امكان پذير مي كند تا سالها بشر گمان مي كرد همه، يكسان مي شناسند اما از اولين جرقه هاي دانش در يونان كه پيش از سقراط بود -دانشمنداني همچون طالس، آناكسيمنس، انكسيمندرس، پارمنيدس، امپدوكلس، دمكريتوس، هراكليتوس و غيره كه به منشا عالم و تغييرات جهان توجه داشتند-  مسئله اينكه آيا مي شناسيم  يا  نه مطرح شد (شناخت فلسفي) و بعدها جامعه شناسي با تاكيد بر اينكه افراد در فرهنگهاي مختلف متفاوت از يكديگر مي شناسد و زندگي مي كنند مبناي شكل گيري جامعه شناسي شناخت را پي افكند كه اين اصطلاح از جانب ما كس شلر فيلسوف آلماني در سال 1920 مطرح شد (برگر ،1375، ص10). روانشناسي ادراك نيز در همين سالها با روش مطمئن تر آزمايش به ميدان آمد و گزينشي بودن ادراك و شناخت را به انسان گوشزد كرد، لمان در اين زمينه در كتاب اصول روانشناسي مي نويسد:"ممكن است يك موقعيت يكسان به وسيله همه كساني كه به آن توجه مي كنند به طور متفاوت درك شود ممكن است اين موقعيت براي همه آنها با معني باشد ولي معني آن براي هر فرد متاثر از تجربه هاي قبلي اوست"(لمان،1366، ص398). حال از نظر علمي مي دانيم با واقعيتي زندگي مي كنيم كه به انحاي مختلف در دسترس تجربه و شناخت ماست اما اين واقعيت تنها ابعادي از كل واقعيت است و شناخت هر كس به گونه اي خاص به آن تعلق مي گيرد.

از اواخر سده بيستم كه فضاي مجازي رشد كرد ما را با مسئله اي به نام واقعيت مجازي روبرو ساخت كه شبيه واقعيت واقعي است. اكنون شناخت ما بر واقعيت ديگري نيز مي تواند تعلق بگيرد كه عناصر ماهوي آن متفاوت از واقعيتي است كه بشر سالها به شناخت و تجربه آن دست يازيده. پس درك ابعاد اين واقعيت و تاثيراتي كه بر شناخت انسان باقي مي گذارد مهم مي نمايد.

در اين مقاله با هدف درك اينكه آيا واقعيت مجازي تاثيراتي بر شناخت و ادراك ما از واقعيت جهان بيرون باقي خواهد گذاشت يا نه ؟ به طرح چند سوال اساسي مي پردازيم:

 

1- تفاوت واقعيت در جهان واقعي و مجازي چيست ؟ 2- آيا فرايند شناخت مشابهي براي هر دو واقعيت رخ مي دهد؟ الف – اگرفرايند متفاوتي است چگونه است؟ ب- اگرفرايند مشابهي رخ مي دهد با توجه به ازبين رفتن برخي حدود تخيل و واقعيت در واقعيت مجازي چه نتايجي خواهد داشت؟

از آنجايي كه پاسخ به تمام اين سوالات در توان اين مقاله نيست. ما تنها به طرح ابعادي از اين مسئله كه مي تواند زمينه اي براي مطالعات و مقالات جدي تر بعدي را فراهم كند مي پردازيم. در بخش نظري مطالعات پيشين و تعريف مفاهيم كليدي مي آيد و در بخش عملي تفاوت واقعيت و شناخت را در جهان مجازي و واقعي شرح مي دهيم .

 

 

مباني نظري

 

 

پارادايمهاي عمده نظري در علوم اجتماعي سه دسته هستند: پارادايم اصالت واقعيت اجتماعي، تعريف يا تفهيم اجتماعي وپارادايم رفتاراجتماعي(محسني تبريزي،ص15).

"موضوع اصلي حوزه تعريف اجتماعي اينست كه انسانها موقعيت اجتماعي خود را تعريف كرده و اثر اين تعاريف عمل را به دنبال دارد يعني عمل اجتماعي محصول تعريف فرد از موقعيت اجتماعي خود است. از اين روي اگر فرد پديده ها و اشيا را به گونه اي واقعي تعريف كند٬ آنها در نتيجه واقعي خواهند بود"(همان،ص16). حوزه تعريف به انسان نقشي فعالانه در ساختن واقعيت اجتماعي اش مي دهد از جمله تئوريهاي عمده حوزه تعريف مكتب كنش متقابل نمادين است كه معتقد است انسان در محيطي نمادي و فيزيكي زندگي مي كند. در نتيجه محركهايي كه انسان را به عمل وا مي دارد هم نمادي و هم فيزيكي است و از آنجايي كه اكثر محركهاي موجود نمادي هستند يعني ياد گرفته مي شوند. فرد مي تواند با ياد گرفتن ارتباطات نمادي به عمل ببردازد(همان،ص17).

محسني تبريزي مي نويسد:"مكتب كنش سمبولي معتقد است كه رفتار آدمي در درون متن يا زمينه اجتماعي خاص و به گونه اي ذهني تعيين مي شود و آگاهي اجتماعي و شناخت خويشتن نيز پا به پاي هم دراثر ارتباطات ذهني از طريق كنشهاي متقابل با ديگران به وجود مي آيند"(همان،ص34). جرج هربرت ميد از نظريه پردازان اين مكتب معتقد است كه حيات ارگانيكي خصوصيتي فعال داشته و ارگانيزم به انتخاب محركها مبادرت مي ورزد٬ از اين روي فعاليت از بدو در ارگانيزم حضورداشته و محرك عامل ايجاد فعاليت نيست(همان،ص35).

"كانت(1724-1804) و برخي ايده اليستهاي رومانتيست مانند فيخته (1762-1814)، شلينك(1775-1854) و هگل(1770-1831) بر افكار ميد اثر گذاشتند٬ به نظر اين فلاسفه "ما" به عنوان "خود"هايي تعيين مي كنيم كه جهان چه مي باشد يا چيست؟ ميد با تعديل اين نظريه ايده اليستي معتقد است كه "براي ما به عنوان خود ها" مفهوم جهان تعيين مي شود"(همان).

 

 
تعيين و تعريف  مفاهيم كليدي 
 
 

اكنون به تعريف مفاهيم اساسي اين مقاله مي پردازيم. دو مفهوم كليدي اين مقاله عبارتند از شناخت و واقعيت. 

شناخت و آگاهي عمدتا در دو مرحله حاصل مي آيند: شناخت حسي و شناخت منطقي(محسني  تبريزي،ص20).

عليرضا محسني تبريزي در توضيح اين مراحل مي نويسد:"در مرحله حسي هر يك از محركهاي محيطي (يعني اشيا و پديده ها) از طريق حواس در ارگانيسم اثر مي گذارند٬ تاثير اين محركها در مغز به صورت احساس و سپس به صورت ادراك است و در اثر آن انسان به وجود امر يا شي پي مي برد. در غياب محرك محيطي احساس و ادراك از بين مي رود ولي اثر آنها باعث ايجاد تصوير ذهني مي گردد. تصويرهاي ذهني به اقتضاي محركهاي بعدي محيط٬ گاه به صورت اصيل خود تجلي مي يابند كه همان ياد آوري است و گاه به صورت دگرگون يافته و غير اصيل تظاهر مي يابند كه تخيل ناميده مي شوند. در مرحله شناخت منطقي ادراك يا تصويرذهني در اثر برخورد با ادراكات و تصاوير ذهني پيشين مقايسه و سنجيده و رده بندي مي شود. درك و تصوير ذهني پس از طي اين جريان مفهوم ناميده مي شوند"(همان،ص20). همچنين برگر واقعيت را كيفيتي مرتبط با پديده هايي كه آنها را داراي وجودي مستقل از خواست و اراده خود مي دانيم (و نمي توانيم "آنها را كنار بگذاريم ") تعريف مي كند كه ما نيز از اين تعريف واقعيت استفاده كرده ايم(برگر و لوكمان،1375،ص7).

 

بخش عملي

 

تفاوت واقعيت دوجهان

 

با توجه به تعريفي كه از واقعيت ارائه كرديم اكنون مي توانيم به تفاوتهاي ميان واقعيت جهان واقعي و واقعيت مجازي بپردازيم.

 

واقعيت جهان واقعي: به نظر مي رسد كه واقعيت جهان واقعي با مفهوم واقعيت زندگي روزمره پيوند خورده است. برگر واقعيت زندگي روزمره را به عنوان "واقعيت تمام عيار" زندگي واقعي مي شناسد واقعيت زندگي روزمره در واقع "واقعيتي نظم يافته است كه پديده هاي آن در الگوهايي تنظيم شده اند كه به نظر مي رسند٬ مستقل از ادراك انسان نسبت به آنهاهستند"(برگر و لوكمان،1375،ص36).

دو مفهوم مهم در درك واقعيت جهان واقعي مفهوم زمان و مكان است. ما جهان را بر مبناي زمان زندگي روزمره مي فهميم اين زمان كه همه افراد با آن روبرو هستند بر مبناي تواليهاي زماني طبيعت قراردارد. اين ساختار زماني به مثابه واقعيت در برابر افراد قرار مي گيرد و همچنان كه در تعريف واقعيت هم گفتيم انسان نا گزير است كه آن را به حساب آورد و نمي تواند از آن بگذرد.

در واقعيت روزمره فرد با زمان به عنوان امري مستمر و متناهي روبرو مي شود و براي تحقـــق طرحهايش فقط مقدار زمان معيني در اختيار دارد٬ ساختار زماني اجباري است و در واقع "ترتيب منظم وقايع" يكي از عناصر اصلي آگاهي انسان به زندگاني روزمره است(همان،1375،ص43). به همين دليل برگر تصريح مي كند كه "واقعيت زندگاني روزمره بر محور "اينجا"ي جسم من  و "اكنون" حضور من تنظيم و تشكيل مي شود"(همان،75،ص37).

 

واقعيت مجازي: عاملي درباره تفاوت دو جهان واقعي و مجازي مي نويسد: "جهان اول (واقعي) جهاني است كه در آن زندگي و فعاليت اجتماعي جريان دارد و جهان دوم (مجازي) جهاني است كه انسان را در مواجه با واقعيتهاي مجازي قرار مي دهد. اين تقسيم بندي بر مبناي واقعيت و مجاز، مصداق و معني است"(عاملي،1382،ص144). واقعيت مجازي همچنين اشاره به واقعيتي دارد كه ممكن است چند لايه باشد. پاســـتر اين نوع از واقعيــــت را متـــاثر از "دومـــين عصر رسانه" مي داند (پاستر،1377،ص63). در مجاز يك نفر مي تواند در خانه اي كه براي او طراحي شده راه برود تا بتواند پيش از ساخته شدن خانه درباره آن نظر دهد، يا مي تواند در موزه يا شهري كه نقاشيها و خيابانهايش ساخت رايانه است، راه برود اما موقعيت او نه به برنامه يا فيلم رايانه اي از پيش تعيين شده بلكه به حركات واقعي اش بستگي دارد. علاوه برآن، امكان دارد كه پيش از يك نفر، واقعيت بالقوه اي را در زماني واحد مشاهده كنند و حركات هر دو نفر٬ آن فضاي واحد را تحت تاثير قرار دهد. همچنين لزومي ندارد اين افراد در مكان واحدي باشند بلكه مي توانند به وسيله مبدلهاي خود از نقاط دور به رايانه اطلاعات بدهند. حركات در واقعيت مجازي ديگر به مانند حركاتي نيست كه در "واقعيت قديم" صورت مي گرفت؛ براي مثال شخص مي تواند پرواز كند يا از ديوارها عبور كند٬ چون لزومي براي كاربرد داشتن قيود فيزيكي زمين وجود ندارد(همان،77، ص64). "بنابراين تاثير رسانه هاي جديد از قبيل اينترنت و واقعيت مجازي، تكثير يافتن انواع واقعياتي است كه شخص در جامعه با آنها مواجه مي شود"(همان،77،ص65).

 

 

تفاوت شناخت از اين دو جهان: براساس تئوري كنش متقابل نمادين شناخت ما از واقعيت به آن شكلي است كه در فرايند جامعه پذيري ياد مي گيريم. ما عمدتا در مورد جهان واقعي با واقعيتي روبرو هستيم كه مهمترين ويژگي آن غيرقابل تغيير بودن آن است و در آن ارگانيسم در رابطه بامكان و زمان قراردارد. درمورد واقعيت مجازي نيز مكان و زمان وجود دارد٬ حتي ادراك بدن با توجه به پيشرفت تكنولوژي از طريق شبيه سازي 5 حس اصلي شنوايي، بينايي، چشايي، لامسه و پويايي پديد آمده اما آنچه به نظر مي رسد به شكلي جدي در مورد واقعيت مجازي متفاوت از واقعيت بيروني است اينست كه حالت غيرقابل تغيير بودن واقعيت بيروني در واقعيت مجازي وجود ندارد٬ ممكن است كه ما نتوانيم واقعيت مجازي را كاملا دگرگون كنيم ولي امكان دخل و تصرف، حركت، امكان عملي شدن خواسته هایمان در رابطه با آن واقعيت، تكه تكه شدن، نزديك شدن يا دورشدن از آن، عبور از مرزهاي فيزيكي آن به مراتب آسانتر و راحتتر از واقعيت بيروني صورت مي گيرد. حال مي توان چند حالت پيش رو را در مورد شناخت از اين واقعيت فرض كرد: اول كساني كه در جريان جامعه پذيري مفهوم واقعيت مجازي را بر مبناي همان واقعيت بيروني مي شناسند و تفسير مي كنند. دوم كساني كه جامعه پذيري آنها از واقعيت جهان بيروني بر مبناي جهان واقعي است يعني پديده هاي خارج را مي خواهند بر مبناي واقعيت مجازي بشناسند كه به نظر مي رسد اين دسته  جز در صورت وقوع كامل انقلاب دوم شکل نخواهند گرفت.

در رابطه با دو انقلاب مي توان گفت كه اولين انقلاب در جهت ايجاد پتانسيلي براي پوش كردن محتواي جهان واقعي بر جهان مجازي بود  ( 1980-1999) ولي در انقلاب دوم تلاش مي شود كه ظرفيتهاي فضاي مجازي به جهان واقعي كشانده شود يعني کامپیتری شدن فرا گير. هدف انقلاب دوم اينست كه تمام امكانات سخت افزاري لازم براي وصل شدن به جهان مجازي را در فضاي واقعي پرا كنده كند.(2000-2020)(عاملي،1384). عاملي در مقاله اي تحت عنوان "دو جهاني شدن و آينده جهان" در توصيف روند كامپيوتري شدن فراگير مي نويسد:"در صنعت كامپيوتر فراگير٬ فرد هر زمان كه بخواهد در هر كجا كه قرارداشته باشد اين ارتباط برقرار مي شود. در واقع ديوايسهاي ارتباطي در فضا معلق شده اند. روند جديد به سمت ارتباط اينترنت بدون سيم پيش مي رود. جهان ارتباطي بي سيم جهان مجازي را به سمت واقعي شدن بيشتر نزديك مي كند و به نوعي عرصه گسترده سلطه جهان مجازي بر جهان واقعي را به صورت جديتر تامين مي كند"(ص19).

 

 

نتيجه گيري

 

به نظرمي رسد واقعيت مجازي كه با كپي برداري از تمام انگاره هاي جهان واقعي ساخته مي شود در شرايط فعلي همچون تجربه اي جلوه مي كند كه ما براي ساعات محدودي آن را تجربه كرده و سپس دوباره به واقعيت بيروني برمي گرديم در اين شرايط ما كاملا مي دانيم كه اگرچه با واقعيتي متفاوت از نظر حدود و اختيار٬ زمان، مكان، ارگانيسم، تعاملات و غيره روبه رو هستيم اما اين واقعيت به زودي پايان مي يابد و جهان واقعي با همان انگاره ها و حدود تغييرناپذيرخويش موجود است. پس ما شناختي متفاوت نداريم چون آنچه حواس ما احساس و ادراك مي نمايند وقتي به حافظه مي رود در كنار ساير ادراكات و تصاوير ذهني قرار گرفته و با آنها مقايسه مي شود. در اينجا اگرچه واقعيت مجازي مي تواند تصاوير و ادراكات جديد و متفاوتي از تصاوير قبل باشند ولي ما برحسب آنچه در دوره جامعه پذيري و از طريق كنش متقابل هر روزه در واقعيت زندگي روزمره به دست آورده ايم٬ مي فهميم كه"اين واقعيت يك حوزه محدود معني است" (برگر و لوكمان،ص42) كه در همان چارچوب زماني و مكاني مصداق دارد. به اين ترتيب تفاوت ادراكات ما تاثير چنداني بر درك ما از واقعيت بيروني نمي گذارد.

اما اگر رويكردي آينده گرايانه داشته باشيم و تصوركنيم زماني انقلاب دوم رخ خواهد داد و جهان واقعي با انگاره هاي جهان مجازي ساخته شود و كامپيوتري شدن فراگير رخ دهد. به نظر مي رسد نسلي كه در چنين فضايي رشد كند اساسا ادراك متفاوتي از واقعيت –كه ما آن را واقعيت بيروني مي ناميم- خواهد داشت چون از ابتدا با واقعيتي روبه روست كه ابعادي متفاوت دارد و واقعيت مجازي را درجهان واقعي تجربه خواهد كرد.

 

 

 

منابع وماخذ:

1. برگر، پترل و لوكمان، توماس(1375)، ساخت اجتماعي واقعيت(رساله اي در جامعه شناسي شناخت)، ترجمه فريبرز مجيدي، تهران: انديشه هاي عصرنو .

2.  پاستر، مارك(1377)، عصر دوم رسانه ها، ترجمه غلامحسين صالح يار، تهران: انتشارات موسسه ایران.

3.  عاملي، سعيدرضا(1382)٬ دو جهاني شدن ها و آينده جهان. كتاب ماه علوم اجتماعي. سال ششم، شماره نهم و دهم.

4.  عاملي، سعیدرضا(1382)، دو جهاني شدن:جامعه جهاني اضطراب، نامه علوم اجتماعي٬ شماره 21 .

5.  عاملي، سعيدرضا(1384)، جزوه كلاس مطالعات فضاي مجازي .

6. لمان، نرمان، ل(1366)، اصول روانشناسي (اصول سازگاري آدمي)، ترجمه و اقتباس محمود ساعتچي، تهران: امير كبير.

۷. محسنی تبریزی، عليرضا(بي تا)، جزوه روانشناسي اجتماعي تهران، انتشارات دانشكده علوم اجتماعي.

 

!! نوشته شده توسط مرضیه خلقتی | 14:31 | یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384 •

تحلیل وبسایت

 

 

وب سايت ايسنا ؛آهسته وپيوسته

 

مقدمه

 

فضاي مجازي ، فضايي متكثر است كه حجم عظيم اطلاعات رااز كانال سايتها و وبلاگها به طرق گوناگون دراختيار مخاطبان ميگذارد . دراين ميان سايتهاي خبري كه به طور رسمي ( درقالب خبرگزاري ها) و غيررسمي به فعاليت مي پردازند ازاهميت ويژه اي برخوردارند . وبسايت راهمچون هررسانه ديگري مي توان براساس معيارها واستانداردها تحليل كرد . دراين مقاله من سعي ميكنم كه با استفاده از دوشيوه " ارزيابي " و " مقايسه " وبارعايت معيارهاي هريك، سايت خبرگزاري دانشجويان ايران( ايسنا ) را ارزيابي و با خبرگزاري جمهوري اسلامي  ايران ( ايرنا ) مقايسه كنم .

من از منظر مطالعات رسانه اي وبا بهره گيري از نظريه " استفاده و خشنودي " و برداشتي كاركرد گرايانه به بررسي وب سايت ايسنا خواهم پرداخت .

مك كوايل معتقد است : اهميت ميراث پژوهشي " استفاده ورضامندي " براين واقعيت استوار است كه پيروان آن مخالف نظريه مخاطب منفعل هستند وبه همين جهت فرضهايي را مبناي كارخود قرارمي دهند كه مهمترين آن ، عبارت است از اين كه مخاطب ، از ميان مجاري ارتباطي و محتوايي كه به اوعرضه مي شود ، دست به انتخابي آگاهانه و انگيزه دارمي زند برداشتهاي گوناگوني از اين نظريه دردست است اما برداشت نخست و حاكم كاركردگرايانه است .او  مي افزايد : جوهره كلام اين است كه رفتارمربوط به استفاده از هررسانه تابعي است از اين عقيده كه هررسانه خاصي داراي ويژگيهاي معيني است كه باعث مي شود انتخاب هررسانه توسط مخاطب به معناي شان مثبت يا منفي براي اوباشد . بس علت استفاده از رسانه ، تجربه كردن مسايلي است كه از شرايط اجتماعي ورواني ناشي مي شود وبراي حل انها است كه مخاطب دست به دامن رسانه ها مي شود . اگر استفاده ازرسانه انتخابي نبود ، نمي شد آن را ابزاري شايسته براي حل مسئله به شمارآورد يا حتي آن را واجد معنايي خاص براي استفاده كننده دانست ،پژوهشهاي انجام شده ظرف چهل سال گذشته نشان مي دهد كه مخاطبان تجربه استفاده از رسانه خود را درقالب اصطلاحات كاركرد گرايانه بيان مي كنند .(1)

با توجه به اين نظريه مخاطب دربرخورد باوب سايت ايسنا كه يك وبسايت خبري است به جستجوي اطلاعات وگزارشها درزمينه مورد علاقه اش مي پردازد و صرف حداقل زمان ، دسترسي و جستجوي آسان و كافي اطلاعات وبراورده شدن نيازهاي  مخاطب ميتواند ملاكهايي براي مراجعه دوباره به آن باشد .

 

6 سوال اساسي

 

هرفرد دربرخورد با يك وب سايت با شش سوال اساسي روبرو مي شود كه عبارتند از :

 نويسنده ومخاطب سايت چه كسي است ؟

 باچه هدفي ، چه لينكهايي، درچه تاريخي به وجود امده  وتوسط چه كسي حمايت مي شود ؟

باسخ به اين سوالات ما را به معرفي اجمالي سايت وا ميدارد . درمجموع ، درآيكون " درباره ايسنا " كه درصفحه اصلي سايت آمده به طورمفصل خبرنگاران ودبيران وسردبيران(نويسندكان )  معرفي شده اند ولينكهايي به تاريخچه هربخش وارزيابي صاحب نظران اشاره دارد كه بخش تاريخچه غيرفعال است.يكي از ضعفاي اين سايت آن است كه  بخش مجزايي كه به معرفي اهداف ، تعريف مخاطب ،نحوه  شكل گيري سايت ، زمان تاسيس ، رويكردهاي اساسي و موسسه حمايت كننده – كه جهاد دانشگاهي –به طور كلي  بيردازد ، وجود ندارد . امااين مسئله تا حدي توسط بخش ارزيابي صاحب نظرا ن كه درواقع اعتبار سايت را بالا مي برد وايسنا را به عنوان خبرگزاريي بي طرف ( كه درطيف گسترده اي از اظهارنظرها تاييد مي شود ) مطرح مي كند،جبران شده است   ،از طرفي معرفي اعضا تا حدي نسبت به سايت شنا خت ايجاد مي كند مثلا اينكه اين نويسندكان عمدتا جوان، دانشجوهستند ولزوما تحصيلات مرتبط ندارند و عمدتا هنجارهاي ايسنا برايشان دروني شده است .

اما پاسخ سوالات بالا ، ايسنا از 16 آذر78 برشبكه اينترانت به طورآزمايشي فعال شد و از فروردين 79 خروجي كامل آن روي شبكه جهاني اينترنت قرارگرفت . ايسنا وابسته به جهاد دانشگاهي است كه نهادي وابسته به شوراي عالي انقلاب فرهنگي است(2)و درفضاي پس از دوم خرداد ، با هدف ارايه اخبار و اطلاعات ازطيفهاي گسترد ه ورعايت بي طرفي و حركت درچارچوب تفكرامام خميني تاسيس شده است. خط مشي اصلي ايسنا را ميتوان با نگاهي ساده به عناوين اين سايت جستجو كرد . دوشعار " چو ايران نباشد تن من مباد " و " رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود " به خصوص با تاييدي كه از صاحب نظران گرفته  شده- كه گفته شد- باعث مي شود كه درجه اعتماد  مخاطب بالا رود.درخبرهاي ايسنا نمي توان نويسنده دقيق هرمطلب را شناخت جون اسامي بالاي خبرذكر نمي شود و شناخت ما از نويسندگان كلي است

اما درمود لينكها كه بيانگرويژگي هايبرتكست يك متن هستند ، درصفحه اصلي سايت 27 لينك درسمت راست وجود دارد كه ذيل عنوان سرويسها آمده است كه عبارتند از : صفحه اصلي ، عناوين كل اخبار ، انرژي و صنعت ، اقتصاد و بازرگاني ، ديدگاههاي خاتمي ، جامعه اطلاعاتي ، نگاهي به وبلاگها ، اجتماعي ، حوادث ، بهداشت و درمان ، صنفي – اموزشي ، علمي – پژوهشي ، سياسي ، مجلس ، فقه و حقوق ، انرژي هسته اي ، سياسي خارجي، بين الملل ، همسايگان ايران، فرهنك و ادب ، فرهنك وهنر ، راديو و تلويزيون ، ميراث و گردشگري ، ورزشي ، عكس ، شهرستانها ، نمايشگاه عكس هستنند وهركدام داراي زيرلينك هاي هم ميباشند  و 10 لينك هم ذيل عنوان امكانات زيرسرويسها آمده كه عبارتند از : درباره ايسنا ، جستجو ، خبرگزاريهاي مهم ايران ، روزنامه هاي مهم ايران ، گزارش اشكال درسايت ، تماس با ايسنا ، دانشگاههاي ايران ، ارسال خبر به ايسنا ، پيشنهاد سوژه ، مناطق خبري ايسنا مي باشد .  درزيراين بخش هم جايي براي تبليغات درنظرگرفته شده كه تعدادي لينك مثل سايتهاي مقام معظم رهبري ، رييس قوه قضاييه ، ...آمده است . درهرصفحه خبرنيز تعدادي لينك مثل صفحه اصلي ، سرويس آ ، عناوين كل اخبار سرويس آ ، عناوين كل اخبار ، جابگر ، دريافت فايل متن ، دريافت فايل ، نسخه چاپي ميباشد .

مخاطب بالقوه سايت دودسته هستند : مطبوعات و كاربران اينترنتي، و بنا به بررسيها انجام شده هم اكنون يك چهارم مطالب 25 روزنامه عمومي كثيرالانتشار و 45-50 درصد مطالبي كه درمطبوعات به نقل از خبرگزاري ايسنا منتشرمي شوند . همچنين آمارمراجعه به ايسنا  ماهانه حدود 60 ميليون هيت است و ازنظركشورهاي محل اقامت نيز مراجعان به ايسنا تا سال گذشته به ترتيب  امريكا ، انگلستان ، كانادا  و ايران بوده اند البته ازسال جاري جهشي درتعداد مراجعان ايراني صورت گرفت كه هم اكنون بيشترين بينندگان ايسنا درداخل ايران هستند .

 

   8 معيار ارزيابي

 

8 معياراصلي ارزيابي يك سايت عبارتند از : صحت اطلاعات ، اعتبارنويسنده ، گروه يا موسسه ، چگونگي پوشش مطلب ، به روز بودن اطلاعات ، تراكم و جامعيت ، تعاملي بودن ، تطابق عينيتها با ذهنيت سايت ، سرعت دسترسي به اطلاعات . براين مبنا وبسايت ايسنا را تحليل مي كنم.

صحت اطلاعات و اعتبارنويسنده  : منابع تمام خبرها ذكرمي شود ، تكذيبيه خبر كم است. اعتمادعملا جز درطول زمان به دست نمي ايد ، تاييد صحت توسط صاحب نظران اعتبارسايت را درنظرمخاطب بسيار ميبرد و اگرچه جهاد و نويسندگان هيچكدام مشهورنيستند اما چون ارزيابي ها مثبت بوده عملا رسانه اي  معتبراز اين حيث به حساب مي ايداما  امكان چك كردن ، روش جستجو، جمع اوري و پردازش اطلاعات براي مخاطب روشن نيست

 

چگونگی پوشش مطلب:  مقوله هاي ايسنا انچنان كه ذكرشد جامع به نظرمي رسد ولي اين مسيله ازيك نظر ايجاد مشكل كرده است كه مخاطب كه اولين باربه سايت مراجعه مي كند وذهنيتي نسبت  به ان ندارد نمي داند موضوعي را كه مي خواهد بفهمددر كدام سرويس بيابد پس كمي سردرگمي طبيعي به نظرمي رسد تداخل بين حوزه ها مثلا انرژي اتمي وسياسي خارجي و همچنين بعضي زيرلينكها بدون كاربرد هستند مثل خانواده دراجتماعي كه خبرهاي مربوطه درحوزه هاي ديگرارايه مي شوند . اما لينك22 خبرگزاري وتعداد 49روزنامه با موضوعات وگرايشهاي سياسي مختلف امده است كه با يك سرعت نطقي دردسترس قرار ميگيرد.

 

به روز شدن : خبرها هر لحظه مي تواند روزامد شود ولي برداشتها به روزنيست وممكن است ماهانه روزامد شود . تمام خبرها تاريخ روز ، ماه ، سال دارد وتمام خبرها در آرشيو ايسنا دردسترس هستند .

درمورد لينكهاآدرس دانشگاههاي ايران ومناطق خبري پيدانميشود وگزارش اشكال درسايت هم شرايط سختي گذاشته كه مخاطب اساسا وقت ان را نداردو امكان اظهارنظرسخت است وبرخي ايميلها مثل "مردم" خطا ميزند و مخاطب فرصت كلنجاررفتن با ان راندارد .

تراکم و جامعیت مطالب:   خبرها درصفحه اصلي برمبناي اهميت نمايش داده مي شوند ولي درقسمت عناوين كل اخباربراساس تاريخ ان ، اين مسئله باعث مي شود كه مخاطب نتواند به سرعت به اخبارجديد دست يابد مگرانكه بس از چندبارامد ورفت 25 خبراخرهرسرويس راكشف كند واين يك نقطه ضعف است  . متن به طورغالب درصفحات ايسنا وجود دارد ولي فونت درشت  مطالب واندازه تيترها باعث شكسته شدن تيترها وسختي خواندن انها مي شود ايسنا تبليغات تجاري روي سايتش ندارد ولي بعضي سايتها مرتبط رادرصفحه اصلي برجسته كرده ازجمله ايسنا ي شهرسنانهارا .

تعاملي بودن صفحه :ايميل ادرسها درايكون تماس باايسنا دردسترس است و صفحه ارسال  پيام جديد نيزبه سرعت بازمي شود ولي من امكان ارسال ان رانسنجيدم .بعضي صفحات و ادرسهاپيدا نميشود كه قبلا كفتم  ارسال نظرات نيز حتما باذكرنا م فرد وايميل او امكانپذيراست .

تطبيق اهداف ذهني و واقعيت ها : اين معياربيشتربه دستيابي يك سايت به هدفش و درواقع عملكرد ان مي پردازند براي بررسي علمي اين مسئله نياز به يك كارتحليل محتوادارد ومن تنهاباتوجه به يك نگاه ظاهري ميتوانم بگويم كه بي طرفي رعايت شده است .

سرعت دسترسي : ادرس خبرگزاري به سرعت پيدا مي شود صفحات هم همينطوربجز مواردي كه توضيح دادم مثل شهرستانها وغيره .

معيارهاي ديگري هم براي ارزيابي وبسايت ها وجود دارد كه من به دليل اجتناب از حجم زياد مقاله از ان صرف نظر ميكنيم . 

 

معيارهای خاص ارزيابی وب سايت خبری

 

چند رسانه اي بودن : درفضاي مجازي به خاطر چند رسانه اي بودن ان براي مخاطب اين انتظار وجود دارد كه دركنارمتن به صوت، عكس و فيلم هم توجه شود وبه اين ترتيب اخبار كاملتري منتقل شود يعني يك سايت خبري مي تواند چيزي بيش از يك روزنامه آن لاين باشد . براساس اين معيار درسايت ايسنا تنها امكانات متن و عكس وجود دارد و قابليت صوت وانيميشن موجود نيست.

هايپرتكست بودن به خبرهاي مرتبط : هرخبري حجم محدودي از اطلاعات را دراختيارمخاطب قرار مي دهد و دسترسي آسان و سريع  به سوابق و روند رخدادها انتظارمخاطب است در سايت ايسنا درمورد برخي اخبار خبرهاي مرتبط لينك شده است اما درمورد بسيارازاخبارهم اين مسئله وجود ندارد همچنين كليد واژه هاي هر خبر مي تواند لينك شود كه اساسا دراين سايت كليد واژه ها از متن استخراج نشده اند .

خدمات : خدمات اين سايت براي ايميل مطلب مثلا به دوستان ضعيف است و هيچ ايكون مشخصي به اينكاراختصاص نيافته همچنين اطلاعات آماري مثل تعداد بازديد كننده براي اين سايت كه ادعاي بينندگان فراوان دارد ضروري است و ميتواند به اعتبارآن بيافزايد .

محتواي حرفه اي خبر :  دكترشكرخواه خبر را گزارشي بيطرفانه ، دقيق و درعين حال صحيح و عيني ازيك رويداد مفروض (4) تعريف مي كند براين اساس مخاطب معمولا اخباررا آينه انعكاس واقعيت و رويدادها مي دانند و دروهله دوم  علاقه مند به اظهارنظروتفسيران هستند ، اين درحالي است كه دروبسايت ايسنا همجون سايتهاي بسيارديگر خبر كلامي حرف اول را مي زند . قاضي زاده آسيب هاي خبر كلامي راگسترش بگو مگو ، چهره سازي و خستگي مخاطبان عنوان مي كند . (5)همچنين ازنظرتنظيم خبر دربسياري ازخبرها سبك هرم وارونه و معيارهاي تعداد واژه ليد رعايت نمي شود . بسياري از خبرهادوتيتردارند كه اين علاوه برلطمه به گرافيك متن ، نگاه و ذهن مخاطب را گيج ميكند وجود یك تيتربراي هرخبر بيانگرقدرت و آرامش است . چنانكه اين مسئله درسايت ايرنا به زيبايي صفحه و نفوذ آن افزوده است .

بازخورد : امكان ارايه بازخوردها تنها ازطريق پركردن فرم اظهارنظرو ايميل ميسراست . متن اظهارنظرهاي ديگران دردسترس عموم نيست و اساسا معلوم نيست اين اظهارنظرها خوانده مي شوند يا نه .

 

 

مقايسه با وب سايت ايرنا

 

اين مقايسه رابا تكيه بر تفاوتهاتوضيح ميدهم وايرنا را ارزيابي نمي كنم . دربخش درباره ايرنا برخلاف ايسنا تاريخچه تاسيس ، چگونگي قرارگرفتن خبرروي خبرگزاري ، جمع اوري خبرها از مناطق خبري توضيح داده شده ولي خود نويسندگان سايت معرفي نشده اند . اين به ايرنا رسميت و به ايسنا صميميت مي بخشد . ايرنا ازنظربوشش ، نا م56خبركزاري خارجي راذكركرده كه نام ايسنا نيز دربين انها هست درحالي كه ايسنا خبرگزاريهاي خارجي را  لينك نكرده است درعوض ايرنا تنها 3خبرگزاري داخلي كه چندان مطرح نيستند بعني شبستان ، خبركزاري قراني ، خبركزاري شهر را لينك كرده – كه تاريخ روزامدي ان هم 23مهرماه 84بوده است - اما ايسنا 22خبركزاري داخلي را لينك كرده است اينها همه بيانگرانست كه ايرناخودرا خبرگزاري رسمي ايران درسطح جهان مي داند،كواه اين مسئله نيز اين است كه خبرهاي ايرنا  به 8 زبان خارجي ارسال مي شوند .

سايت ايرنا مقوله بندي كمتر ومشخصي دارد وزيرلينكهاي ان هم محدودتراست كه خواننده بازهم بايد بين رديف خبرهاي يك سرويس بگرددتاخبرموردنيازش رابيداكند اما فونت ريزترآن باعث شده تيترها كوتاه وخواندن انها راحت ترباشد وبايك نگاه ميتوان صفحه اصلي رامرور كرد هرچند كه تبليغات تجاري اين صفحه گاهي تمركز مخاطب راازبين مي برد يكي ازويژگيهاي مثبت خبرهاي ايرنا ارايه كليد وازه براي هرخبراست كه درجستجو وارشيو به كارمي ايد  امادسترسي به ارشيو وجستجوي بيشرفته  ايرنا نيازمند مشترك شدن سايت است كه خود مراحل خاصي دارد و بايد وجهي برداخت شود اما دسترسي به ارشيو و جستجوي ايسنا رايگان است . سايت ايرنا تنها به روزنامه هاي وابسته به خود لينك داده است .

 

نتيجه گيري

 

درمجموع جامعيت مطالب و دسترسي به ايسنا مناسب است ولي دربخشهاي جانبي مشلاتي دارد كه استفاده از امكانات ان را دشوارمي كند . از طرفي مقايسه ان با ايرنا نشان مي دهد كه ايسنا عامتراست وبرايش استفاده  مخاطب اهميت بيشتري دارد درحالي كه ايرنا بيشتربه وجه يك خبرگزاري رسمي درامده كه استفاده هاي خاصتري را ترويج مي دهد . و لذا درجمع بندي كلي با توجه به نظريه استفاده وخشنودي ايسنا  مخاطبان بيشتري را جذب مي كند .

 

منابع :

1.  مك كوايل ، دنيس . درآمدي برنظريه ارتباط جمعي . ترجمه برويز اجلالي .تهران:مركز مطالعات وتحقيقات رسانه ها ،1382

2.  سايت بازتاب . همه جيز درباره ايسنا ( كفتكوي بازتاب بادكترفاتح ) . 10 مهر 1384

3.  همان . 

     4- قاضي زاده ،علي اكبر. رواج برخطرخبر كلامي . فصلنامه مطالعاتي وتحقيقات وسايل ارتباط جمعي . سال شانزدهم . شماره 1 . شماره بيابي 61. بهار1384 .ص 118 .

      5- همان ، ص 126

 

 

!! نوشته شده توسط مرضیه خلقتی | 15:39 | شنبه بیستم اسفند 1384 •


درباره يکی از خصايص فضای مجازی  

تحقق آرمانهاي آموزش سنتي در فضاي مجازی

 


 آموزش مقوله اي است كه درجهان واقعي و فضاي مجازي وجود دارد اما قابليت هايي همچون تعاملي  و  هايبرتكست بودن فضاي مجازي سبب شده است كه آموزش دراين فضا دگرگون شود . سوال اين مقاله اين است كه چه  تفاوتهايي ميان آموزش سنتي و آموزش مجازي وجود دارد ؟ و آيا دگرگوني موجود ميتواند  آرمانهاي آموزش سنتي همجون تقويت قدرت فهم و استدلال راتحقق بخشد ؟


تعاملي بودن درفضاي مجازي كه مبتني بر ديجيتالي بودن آن است به معني فراهم شدن امكان تصرف بيشتر درهردوسوي ارتباط و افزايش امكان كنترل و عمل ارادي مي باشد . اين قابليت درزمينه آموزش دگرگوني هاي فراواني ايجاد كرده است . يكي از اين دگرگوني ها اين است كه كاربر فعال است و به صورت تعاملي با توليد رسانه اي ارتباط برقرار مي كند لذا يادگيري حالتي فعال دارد . ممكن است دريك كلاس درس فرد تمركز كمي داشته باشد ولي درمقابل يك كامبيوتر نمي توان اينگونه رفتاركرد . ماشين نياز به دستكاريهاي دارد كه حداقلي از توجه رامي طلبد برخلاف كلاس درس كه معمولااستاد متكلم وحده است دراين فضا حضورفعال دانشجو هنگام يادگيري الزامي است .


دومين ويزگی ان است كه هراشتباه شاگرد درطول تمرين فورا ياداوري و اصلاح مي شود و درمقابل ياداوري اشتباهات نمي توان به توجيه دست زد.


دراين فضا امكان سوال كردن به راحتي فراهم مي شود وبرخلاف آموزش درجهان واقعي كه محصلين به دلايل مختلفي از جمله تعداد زياد دانشجو ، وقت كم ، بي حوصلگی استاد يا عدم آمادگي درپاسخگويي يا دلايل رواني همچون اضطراب وترس از تحقير وتمسخربه طرح پرسش نمی پردازند كه درفضاي مجازي اين عوامل منع كننده وجود ندارد و فرد ( ازطريق ايميل ) يا سيستم پاسخگوي فرد خواهند بود .


يكي ديگراز مسايل اموزش سنتي اين است كه افرادي كه دريك كلاس هستند يكسان درنظرگرفته مي شوند درحاليكه قدرت يادگيري افراد بايكديكرمتفاوت و طول زمان يادگيري ، قدرت تحليل ، حافطه وتوانايي آنها طيف متنوعي را در برمي كيرد كه آموزش يكسان به همه آنها ظلم محسوب مي شود اما درفضاي مجازي هركس ميتواندبرحسب ميزان استعداد وتوان يادگيري خود كاركند .


نحوه  آموزش دراين فضابه گونه اي است كه جذابيت آن از كلاسهاي سنتي بيشتراست يكي از دلايل آن چند رسانه اي بودن اين فضااست كه امكان استفاده از صوت ، تصوير ،انيميشن ، متن و ... را به طورهمزمان ارايه مي دهد .


يكي  ديگراز قابليتهاي آموزش درفضاي مجازي تسهيل دسترسي به آن است كه فاصله ميان آموزش گيرنده و محل آموزش حذف مي شود  وحضوردرمكان خاصي الزامي نيست و امكان استفاده از خدمات آموزشي رادر هرجايي فراهم ميكند . اين مسيله سبب مي شود كه امكان افزايش تعداد آموزش گيران و درعين حال عدم افزايش تعداد مربيان فراهم شود و هزينه هاي مراكز آموزشی درجهان واقعي كاهش مي يابد .


ازطرفي آموزش باانعطاف تر و فردي تر مبتني برتعامل بيشتر امكانپذير ميشود . درفضاي مجازي فرد هروقت كه واقعا مي خواهد ياد بگيرد به تعلم مي پردازد و اموزش او مفيد است نه خسته كننده و اجباري . ازنظرزماني آموزش مجازي تابع زمانبندي خاصي نيست  و دانشجو مي تواند آن راهماهنگ باشيوه زندگي خود تعيين نمايد . مواد درسي آموزشي نيز برحسب نياز و علايق دانشجو انتخاب مي شود وبرنامه مشترك واجباري براي همه وجود ندارد و آهنك يادگيري هركس متفاوت از ديگري است يعني افراد برحسب قدرت ذهني ، سابقه اموزشي و ويزگيهاي فردي خود مي توانند دريادگيري درسها پيش بروند .


 مسئله ديگر حذف وكاهش موانع گوناگون روانشناختي است كه حضوردركلاس براي برخي دانشجويا ن احساس اضطراب وترس از تحقير شدن و... را فراهم ميكند . ويزگي ديگر وارد كرد ن آموزش مداوم درعرصه كارو زندگي است و فرد ميتواند درهرشغلي كه هست آموزش هاي خود را روزامد كند كه اين يك نياز اساسي براي افراد درشاغل مختلف محسوب مي شود و حتي موسسات وشركتها فرصتهايي ويزه براي اين كار به برسنل خود اعطا مي كردند درحالي كه اكنون اين امكان براي همه فراهم شده است .


مسئله مهم ديگرازبين بردن حدود اعتباري و قراردادي دنياي ماست اينكه ما درجهان براساس رفتن به دانشكاه ، نام دانشكاه ،نوع مدرك ونمره ميزان دانش افراد را مي سنجيم . درفضاي مجازي اين ويزگيها رنك مي بازد . جراكه آنجا هركس تنها براساس قدرت يادگيري وعلاقه وتلاش خود ميتواند ياد بگيرد و جلو برود وهيچ مانع ومحدوديت ديگري درمقابل او وجود ندارد .


به نظرمن اين مسئله خود ميتواند آرمان آموزش سنتي رادرفضاي مجازي تحقق بخشد . درآموزش سنتي ماهمواره تاكيد برفهميدن ، تحليل ويادگرفتن عميق وطرح سوال درست ميکنيم  درحاليكه عملا كمتر اين اتفاق مي افتد وتكيه برحافظه ونمره دو ملاك اصلي ما درارزيابي دانشجويان است.اما به دليل هايبرتكست بودن فضاي مجازي عملا عنصر حافظه كمرنك مي شود جون امكان دسترسي به تمام داده ها براي همه افراد ميسرمي شود و ديگرمحفوظات اوليه به شخص كمكي نمي كند درفضاي مجازي فرد بايد با داده ها كاركند آنها راببردازد ، به دنبال تحليل و راه حل باشد واين به معني فهميدن و كسب دانايي است . حتي درمورد تحقيق هم فضاي مجازي اصولا تحقيق كتابخانه اي ديگرچندان ارزشي نخواهد داشت جرا كه همه به راحتي بااتصال به كتابخانه ها ومتون فراوان دردسترس امكان اينكاررا دارند ووقت وهزينه چنداني نمي طلبد ودرعوض تحقيقات ميداني يا ارايه رويكردهاي جديد و خلاقيت دراين فضااهميت مي يابد .   


 

 

!! نوشته شده توسط مرضیه خلقتی | 15:24 | شنبه بیستم اسفند 1384 •