بالاخره فهمیدم : من روزنامه نگاری را دوست دارم
یادم میاد از ترم یک دانشکده همه اش دنبال بحثهای علمی و تخصصی ارتباطات بودیم من هیچوقت دلم نمی خواست روزنامه نگاری را به عنوان شغل انتخاب کنم راستش را بخواهید همیشه فکر می کردم می توان کارهای مهمتر از آن هم کرد و روزنامه نگاری کاریست که فقط مبتنی بر تجربه است و زیاد نیاز به تلاش علمی و نظری ندارد
اما الان البته هنوز هم فکر می کنم که تجربه حرف اول و آخر را می زند ولی یک روزنامه نگار خوب شدن می تواند هدفی در زندگی باشد که ارزش عمر گذاشتن روی آن را دارد و حالا با تمام وجود دلم می خواهد که یک روزنامه نگار خوب شوم .البته علم ارتباطات هم که جای خود دارد ...الان احساس می کنم که روزنامه نگار می تواند تاثیرگذار باشد اگر بخواهد و همیشه مثل روز اول کار با انگیزه و بی ادعا باشد ...
امیدوارم همه بچه های ورودی ۸۱ ارتباطات که با علاقه های مختلف به روزنامه نگاری ، روابط عمومی و ارتباطات قدم به این دانشکده گذاشتند به هدفشان دست یابند و در کارشان موفق شوند .
الان از وبلاگ خانم کمالی خوندم که استاد ظاهرا رفته بودند ایسنا و برگشتند دانشکده و چون آخرین بار سه شنبه وبلاگها را چک کرده بودند و من مطلبم ر ا روز چهارشنبه گذاشته بودم ایشان خبر کنسل شدن قرار بازدید را نمی دانستند .
اگر مطلب را دیر گذاشته ام ٬ از استاد و همه دوستان معذرت میخواهم ولی این اتفاق یک نتیجه هم داشت اینکه بهتر است کارها را به همان روشهای سنتی تلفنی و برد دانشکده و غیر ه انجام دهیم تا از طریق فضای مجازی .
نتيجه ارتباطي يك كلاس تشكيل نشده
كلاس روزنامه نگاري تخصصي به دليل عدم حضور استاد تشكيل نشد
راستش يه كم عذاب وجدان دارم فكر مي كنم شايد بايد مطلب وبلاگم را زودتر مي گذاشتم يا لااقل شماره استاد ر امي گرفتم تا قبل از آن با ايشان با تلفن هماهنگ مي كردم . اين هم از سرنوشت استفاده از تكنولوژي نوين براي اطلاع رساني . وقتي دسترسي اكثر دانشجويان روزهاي پنجشنبه و جمعه به سايت كمتر است نمي توان اينترنت را وسيله مناسبي براي چنين خبرهايي دانست به علاوه به نظر مي رسد اكثر بچه ها از كانال ارتباطات شفاهي استفاده كرده اند و استفاده از اين كانال آسانتر بوده است . خوب اين هم نتيجه ارتباطي يك كلاس تشكيل نشده . البته به خاطر عذاب وجدان سطر اول باز هم از دوستان معذرت مي خواهم .
اطلاعیه
قرار بازدید از ایسنا در تاریخ شنبه ۲۶ فروردین کنسل شد
ضمن عذر خواهی از همه دوستان و همکلاسی های عزیز ٬ جلسه بازدید از ایسنا که قرار بود روز شنبه ساعت ۱۰ صبح انجام شود ٬ کنسل شد . دلیل آن هم به تعطیلی روز یکشنبه برمی گردد و همانطور که می دانید خبرگزاری ها یک روز قبل از تعطیلات رسمی تعطیل هستند در نتیجه شنبه روزتعطیل ایسناست و ان شاء ا... هفته بعد از آن مهمان ایسنا شوید.
بنابراین شنبه ۲۶ فرودین کلاس دردانشکده تشکیل می شود .
رسانه ها ی تاثیر گذار کجایند ؟
حجم خبرها زیادند و مشکلات زیادتر... خیلی ها رسانه ها ر ا قدرتمند و تاثیر گذار توصیف می کنند اما مردم خبرها ، مقالات و گزارش ها را به ندرت می خوانند مردم بیشتر تیترها را می خوانند و گاهی لید را همین . بعضی ها که با سواد ترند و در حوزه خاصی فعالیت می کنند شاید کمی بیشتر بخوانند ولی فقط کمی ، خبرها تکراری است حتی در نحوه نوشتن.
در این میان اکثر خبرنگاران هم پس از مدتی دچار روزمرگی می شوند و فقط دنبال نوشتن مطلبی هستند که در میان رسانه ای ها و کارشناسان مطرح شوند و نامی بیابند و آنقدری تلاش می کنند که همه بگویند فلانی چه خبرنگار خوبی است همین .
چه کسی به فکر مردم است؟ اصلا خودم گاهی از گفتن این حرف خنده ام می گیرد اینقدر در این سالها از زبان بعضی ها شنیده ام که "خدمت به مردم شعار است" خودم هم باورم شده اما من همیشه فکر می کنم که رسانه ها می توانند تاثیر گذار باشند اگر بخواهند .
چقدر دلم می خواهد که یک مقاله یا گزارش "خوب" بخوانم چیزی که مدتهاست پیدا نکرده ام .
هیچکس باورش نمی شد ولی چهارسال گذشت ...
برای ورودیهای81 ارتباطات دانشکده ، اولین تعطیلات نوروزی با یک اتفاق غم انگیز همراه بود ؛ امین بوذرجمهری و مادرش در راه بازگشت از سفر تصادف می کنند . روز یازدهم بود ولی ما روز شانزدهم که اومدیم دانشکده خبردار شدیم همه بهت زده بودن و کسی باورش نمیشد که امین بچه شر و شور کلاس که همه خاطراتی هم که ازش داشتیم سرهمین شیطنتها و تاخیرهای کلاس عبداللهیان و کاندید هسته علمی شدنش بود دیگه در بین ما نیست ولی وقتی چهلم رفتیم سر خاکش باورمون شد... و من هنوز هم گاهی فکرمی کنم که انگار امین تمام این چهار سال رو با ما بوده و گاهی حس می کنم هیچ فاصله ای بین مرگ و زندگی نیست . روحشان شاد ...
چرا نوشتن سخته ؟
استاد درس روزنامه نگاری تخصصی گفت : چرا اینقدر نوشتن براتون سخته ؟
استاد علت اصلی فعال نبودن وبلاگ بچه ها رو این می دونست . شاید هم راست می گفت ما به عنوان دانشجوهای ارتباطات آن هم با گرایش روزنامه نگاری تاحدی که کارمان وابسته به نوشتن هست نمی نویسیم اما علتش چیه ؟
-
شاید از مورد قضاوت قرار گرفتن می ترسیم .
-
برای نوشتن انگیزه ای نداریم .
-
نمی تونیم آنچه را که می خواهیم با اصطلاحات درست وتخصصی آن بیان کنیم و در واقع ذهن تئوریک قوی نداریم که بتونیم موقعیت های ارتباطی بیرون را برمبنای مفاهیم و نظریه های ارتباطات تحلیل کنیم پس تخصصی نوشتن برایمان سخت است که البته این به ضعف آموزش برمی گردد .
-
گاهی سوژه نداریم ومنتظریم که یک سوژه تاپ پیدا بشه .
-
اصولا بچه های دانشگاه تهرا ن توقعشون از خودشون خیلی زیاده برای همین معمولا از تمرین کردن که توش اشتباه کردن و ضعیف بودن داره می ترسن در حالیکه همین مسئله باعث میشه که به نیمی از آنچه مورد انتظارشان بوده نرسن .
-
دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه ...فعلا .

